فرهنگ آریان‌پور

کوژ

#۱۶۵٬۹۲۱

معنی‌های انگلیسی
۱

hump

قوز، کوژ، کوهان، برآمدگى گرد، پیاده روى، قوز کردن، تروشرویى کردن، روى کول انداختن

۲

hunch

خم کردن، به شکل قوز درآوردن، تنه زدن، قوز، کوژ، قلنبه، فشار با آرنج، کوهان، ظن، احساس وقوع امرى در آینده

۳

convex

محدب، کوژ، گرده ماهى

۴

gibbous

بر آمده، محدب، گرده ماهى، کوژپشت

۵

kyphosis

قوز، کوژ

۶

lenticular

عدسى وار، ذره بینى، کوژ، (کالبد شکافى) وابسته به جلیدیه یا عدسى چشم، مرکب از عدسى

۷

plano convex

از یک سو پهن و از طرف دیگر محدب، کوژ

۸

bandy

رد و بدل کردن، این سو و آن سو پرت کردن، بحث کردن، چوگان سر کج، چوگان بازى، کج، چنبرى