فرهنگ آریانپور
کوژ
#۱۶۵٬۹۲۱
hump
قوز، کوژ، کوهان، برآمدگى گرد، پیاده روى، قوز کردن، تروشرویى کردن، روى کول انداختن
hunch
خم کردن، به شکل قوز درآوردن، تنه زدن، قوز، کوژ، قلنبه، فشار با آرنج، کوهان، ظن، احساس وقوع امرى در آینده
convex
محدب، کوژ، گرده ماهى
gibbous
بر آمده، محدب، گرده ماهى، کوژپشت
kyphosis
قوز، کوژ
lenticular
عدسى وار، ذره بینى، کوژ، (کالبد شکافى) وابسته به جلیدیه یا عدسى چشم، مرکب از عدسى
plano convex
از یک سو پهن و از طرف دیگر محدب، کوژ
bandy
رد و بدل کردن، این سو و آن سو پرت کردن، بحث کردن، چوگان سر کج، چوگان بازى، کج، چنبرى