فرهنگ آریانپور
کوچ نشین
#۱۶۵٬۳۷۸
immigrant
مهاجر، تازه وارد، غریب، کوچ نشین، آواره
colony
مستعمره، مستملکات، مهاجر نشین، جرگه
sourdough
خمیر ترش
reservation
ذخیره، رزرو کردن صندلى یا اتاق در مهمانخانه و غیره، کتمان، تقیه، شرط، قید، استثناء، احتیاط، قطعه زمین اختصاصى (براى سرخ پوستان یا مدرسه و غیره)