فرهنگ آریان‌پور

کوچ

#۱۶۵٬۳۶۳

معنی‌های انگلیسی
۱

migration

کوچ، مهاجرت

۲

decampment

کوچ، هزیمت

۳

departure

حرکت، عزیمت، کوچ، مرگ، انحراف

۴

emigration

مهاجرت، کوچ

۵

transplant

نشا کردن، درجاى دیگرى نشاندن، مهاجرت کردن، کوچ دادن، نشاء زدن، (جراحى) پیوند زدن، عضو پیوند شده، فراکاشتن

۶

immigration

مهاجرت، کوچ

۷

colonization

استعمار، مهاجرت، کوچ

۸

passage

گذر، عبور، حق عبور، پاساژ، اجازه عبور، سپرى شدن، انقضاء، سفردریا، راهرو، گذرگاه، تصویب، قطعه، نقل قول، عبارت منتخبه از یک کتاب، رویداد، کار کردن مزاج