فرهنگ آریانپور
کوچ کردن
#۱۶۵٬۳۶۷
decamp
خیمه بر بستن، رخت بر بستن، کوچ کردن، هزیمت کردن
flight
گریز، پرواز، مهاجرت (مرغان یا حشرات)، عزیمت، پرواز کردن، فرار کردن، کوچ کردن، یک رشته پلکان، سلسله
migrate
کوچیدن، کوچ کردن، مهاجرت کردن
vamoose
(زبان عامیانه) بسرعت عازم شدن، کوچ کردن، عزیمت کردن
immigrate
مهاجرت کردن (به کشور دیگر)، میهن گزیدن، وطن اختیار کردن، آوردن، نشاندن، کوچ کردن