فرهنگ آریان‌پور

کوچ کردن

#۱۶۵٬۳۶۷

معنی‌های انگلیسی
۱

decamp

خیمه بر بستن، رخت بر بستن، کوچ کردن، هزیمت کردن

۲

flight

گریز، پرواز، مهاجرت (مرغان یا حشرات)، عزیمت، پرواز کردن، فرار کردن، کوچ کردن، یک رشته پلکان، سلسله

۳

migrate

کوچیدن، کوچ کردن، مهاجرت کردن

۴

vamoose

(زبان عامیانه) بسرعت عازم شدن، کوچ کردن، عزیمت کردن

۵

immigrate

مهاجرت کردن (به کشور دیگر)، میهن گزیدن، وطن اختیار کردن، آوردن، نشاندن، کوچ کردن