واژههای فارسی←کوبیدن - پای -فرهنگ آریانپورکوبیدن - پای -#۱۶۵٬۱۴۶شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱hoofسم، کفشک، حیوان سم دار، به اسم زدن، لگد زدن، پاى کوبیدن، رقصیدن، به شکل سمواژههای نزدیک در الفباکوبی کردن - مایه -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیکوبید با سر و صدامشاهده معنی و ترجمه انگلیسیکوبیدنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیکوبیدن - اسباب -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیکوبیدن - بامیخ -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیکوبیدن - پابزمین -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر