فرهنگ آریانپور
کوبنده
#۱۶۵٬۱۲۵
thrasher
کوبنده، از پوست درآورنده، ماشین غله پاک کنى، خرمن کوب
masher
ساطور، آلت قطع کردن یا خرد کردن، کوبنده، گوشت کوب
dasher
آدم خودنما mindboggling
striker
زننده، ساعت زنگى، اعتصاب کننده
knockout
(مشت زنى) با ضربت بیهوش کننده اى حریف را به زمین زدن، ضربه فنى، ضربه فنى کردن، از پا در آوردن، ویران کردن، ضربت قاطع، ممتاز، عالى ضربه hitter سخن یا حمله و غیره
scathing
صدمه، خسارت، زیان، صدمه زدن، رنجه دادن، سبب خسارت شدن خودمانی mindblowing
thumping
ضربت، با چیز پهن و سنگین (مثل چماق) زدن، صداى تلپ، با صداى تلپ تلپ زدن یاراه رفتن
swingeing
زیاد، بزرگ، سخت
overwhelming
سراسر پوشاندن، غوطه ور ساختن، پایمال کردن، مضمحل کردن، مستغرق در اندیشه شدن، دست پاچه کردن، درهم شکستن