فرهنگ آریان‌پور

کوبش

#۱۶۵٬۱۱۷

معنی‌های انگلیسی
۱

beat

(past: beat ; past participle: beaten) ـ تپیدن، زدن، کتک زدن، چوب زدن، شلاق زدن، کوبیدن ضرب، ضربان، ضربان نبض و قلب، زمان عبور کلمه، تپش، ضربت موسیقى، غلبه، پیشرفت، زنش

۲

knock

کوبیدن، زدن، درزدن، بد گویى کردن از، به هم خوردن، مشت، ضربت، صداى تو تو، عیبجویى

۳

thump

ضربت، با چیز پهن و سنگین (مثل چماق) زدن، صداى تلپ، با صداى تلپ تلپ زدن یاراه رفتن

۴

stroke

ضربه، ضربت، لطمه، ضرب، حرکت، تکان، لمس کردن، دست کشیدن روى، نوازش کردن، زدن، سرکش گذاردن (مثل سرکش روى حرف کاف) ـ

۵

battery

باطرى، باترى، (علوم نظامى) آتشبار، صداى طبل، حمله با توپخانه، ضرب و جرح

۶

beating

(past: beat ; past participle: beaten) ـ تپیدن، زدن، کتک زدن، چوب زدن، شلاق زدن، کوبیدن ضرب، ضربان، ضربان نبض و قلب، زمان عبور کلمه، تپش، ضربت موسیقى، غلبه، پیشرفت، زنش

۷

percussion

ضربت، دق، (موسیقى) اسباب هاى ضربى مثل طبل و دنبک