فرهنگ آریان‌پور

امین

#۱۶٬۴۵۵

معنی‌های انگلیسی
۱

amen

آمین، چنین باد، خداکند، انشاء الله

۲

trustee

امین، متولى، امانت دار، تولیت کردن

۳

single minded

امین، بى تزویر، مصمم، با اراده

۴

single hearted

امین، وفادار، بى ریا، یکدل

۵

honest

راستکار، راد، درست کار، امین، جلال، بى غل و غش، صادق، عفیف

۶

trusty

معتبر، قابل اعتماد، موتمن، مورد اطمینان، امین، اطمینان بخش

۷

trustworthy

قابل اعتماد، معتمد، موثق، درست، امین

۸

agent

پیشکار، نماینده، گماشته، وکیل، مامور، عامل

۹

verily

بسیار، خیلى، بسى، چندان، فراوان، زیاد، حتمى، واقعى، فعلى، خود آن، همان، عیناً

۱۰

regent

نایب السلطنه، نماینده پادشاه، رئیس، عضو شورا regent singlehearted

۱۱

square

چارگوش، مربع، توان دوم، مجذور، جذر، میدان، منصف، منظم، حسابى، عادلانه، برابر، راست حسینى، چهارگوش کردن، مربع کردن، بتوان دوم بردن، مجذور کردن، وفق دادن، جور درآوردن، واریز کردن، چهارگوش، گوشه دار

۱۲

caretaker

سرپرست، مستحفظ، سرایدار

۱۳

fiduciary

امانتى

۱۴

honorable

ستوده، محترم، شریف، شایان تعریف، پسندیده، بزرگوار، آبرومند، لایق احترام، شرافتمندانه

۱۵

upstanding

مستقیم، قائم، سر راست، خوش هیکل، شرافتمند

۱۶

straightforward

راست، درست، بى پرده، رک، سر راست، آسان