فرهنگ آریان‌پور

امیزی کردن - رنگ -

#۱۶٬۴۵۰

معنی‌های انگلیسی
۱

fret

اذیت، اخم، ترشرویى، تحریک، تهییج، هیجان، بى حوصلگى، جیغ، فریاد، داراى نقشه هاى پیچ در پیچ کردن، جور به جور کردن، گلابتون دوزى کردن، اخم کردن، پوست را بردن، کج خلقى کردن، سائیده شدن، هایهو کردن، جویدن، مجروح کردن، رنگ آمیزى کردن

۲

limn

مصور کردن، تذهیب کردن (کتاب و غیره)، رنگ آمیزى کردن، آب رنگ زدن

۳

bepaint

نقاشى کردن، رنگ آمیزى کردن

۴

lay in

اندوختن، ذخیره کردن، ادعا کردن، رنگ آمیزى کردن