فرهنگ آریان‌پور

امیز - فریب -

#۱۶٬۳۷۷

معنی‌های انگلیسی
۱

shifty

زرنگ، دست و پادار، با ابتکار، با تدبیر، حیله گر، فریب آمیز، متغیر، بى ثبات

۲

deceitful

فریب آمیز، پرنیرنگ

۳

deceptive

فریبنده، فریبا، گول زننده، فریب آمیز

۴

fraudulent

کلاه بردار، گول زن، حیله گر، فریب آمیز