فرهنگ آریانپور
امیز - طعنه -
#۱۶٬۳۷۲
nippy
زننده، طعنه آمیز، سوزش دار، تند و تیز، چالاک
biting
(past: bit ; past participle: bitten) ـ گاز گرفتن، گزیدن، نیش زدن، گاز، گزش، گزندگى، نیش bite
bitter
تلخ، تند، تیز، (مجازى) جگرسوز، طعنه آمیز
ironic
طعنه آمیز، طعنه زن، طعنه اى، کنایه دار
sardonic
طعنه آمیز، کنایه آمیز، وابسته به زهر خنده
sarcastic
طعنه آمیز، نیشدار، زهرخنده دار
backhanded
با پشت دست نوشته شده (یازده شده)، طعنه آمیز، چپ