فرهنگ آریان‌پور

کند و کاو کردن

#۱۶۳٬۴۵۸

معنی‌های انگلیسی
۱

dig

(past: dug ; past participle: dug) ـ حفر، کاوش، حفارى، کنایه، کندن، (مجازى) کاوش کردن، فرو کردن

۲

delve

حفر کردن (زمین)، سوراخ کردن، گودى، حفره، کاوش کردن

۳

carve

حک کردن، تراشیدن، کنده کارى کردن، بریدن

۴

forage

علیق، علوفه، علف، تلاش و جستجو براى علیق، غارت کردن، پى علف گشتن، کاوش کردن

۵

research

پژوهش، تحقیق، تتبع، جستجو، تجسس، کاوش، پژوهیدن، پژوهش کردن

۶

investigate

رسیدگى کردن، بازجویى کردن، جستار کردن، رسیدگى کردن (به)، وارسى کردن، بازجویى کردن (در)، تحقیق کردن، استفسار کردن، اطلاعات مقدماتى به دست آوردن