فرهنگ آریانپور
کند و کاو کردن
#۱۶۳٬۴۵۸
dig
(past: dug ; past participle: dug) ـ حفر، کاوش، حفارى، کنایه، کندن، (مجازى) کاوش کردن، فرو کردن
delve
حفر کردن (زمین)، سوراخ کردن، گودى، حفره، کاوش کردن
carve
حک کردن، تراشیدن، کنده کارى کردن، بریدن
forage
علیق، علوفه، علف، تلاش و جستجو براى علیق، غارت کردن، پى علف گشتن، کاوش کردن
research
پژوهش، تحقیق، تتبع، جستجو، تجسس، کاوش، پژوهیدن، پژوهش کردن
investigate
رسیدگى کردن، بازجویى کردن، جستار کردن، رسیدگى کردن (به)، وارسى کردن، بازجویى کردن (در)، تحقیق کردن، استفسار کردن، اطلاعات مقدماتى به دست آوردن