فرهنگ آریان‌پور

کند

#۱۶۳٬۴۲۵

معنی‌های انگلیسی
۱

dull

کند، راکد، کودن، گرفته، متاثر، کند کردن dull آلت‌ شکنجه‌ stocks

۲

blunt

کند، بى نوک، داراى لبه ضخیم، رک، بى پرده، کند کردن تیغ‌ یا چاقو یا شمشیر

۳

low speed

کند، بطیى

۴

late

دیر، دیر آینده، اخیر، تازه، گذشته، کند، تا دیر وقت، اخیراً، تا دیر گاه، زیاد، مرحوم

۵

lazy

تنبل، درخورد تنبلى، کند، بطیى، کندرو، با کندى حرکت کردن، سست بودن

۶

logy

(loggy =) ـ سنگین، سنگین در فکر و حرکت، بطى، کند

۷

slow

آهسته، کند، تدریجى، کودن، تنبل، یواش، آهسته کردن یاشدن واژه هاى شامل

۸

blate

بى رنگ، کند، کودن، عارى از احساسات، روح مرده، کم رو، محجوب

۹

block

بند آوردن، انسداد، جعبه قرقره، اتحاد دو یاچند دسته بمنظور خاصى، بلوک، کنده، مانع و رادع، قطعه، بستن، مسدود کردن، مانع شدن از، بازداشتن، قالب کردن، توده، قلنبه، کند، سد

۱۰

heavy

سنگین، گران، و زین، زیاد، سخت، متلاطم، کند، دل سنگین، تیره، ابرى، غلیظ، خواب آلود، فاحش، آبستن، باردار

۱۱

loggy

(logy =) ـ سنگین، سنگین در فکر و حرکت، بطى، کند

۱۲

slack

قطع، انقطاع، دامن آویخته و شل لباس یا هر چیز آویخته و شل، (در جمع) شلوار کار کرباسى، سکون، کسادى، شلى، سست، کساد، پشت گوش فراخ، فراموشکار، کند، بطى، سست کردن، شل کردن، فرو نشاندن، کساد کردن، گشاد، شل، ضعیف

۱۳

leaden

سربى، مانند سرب، سربى رنگ، کند