فرهنگ آریان‌پور

کند کردن

#۱۶۳٬۴۴۳

معنی‌های انگلیسی
۱

hebetate

کند کردن، کودن کردن

۲

clog

کنده، کلوخه، قید، پابند، ترمز سنگین کردن، کند کردن، مسدود کردن، بستن (لوله)، متراکم و انباشته کردن، زیادى پر کردن، لخته شدن

۳

dull

کند، راکد، کودن، گرفته، متاثر، کند کردن

۴

blunt

کند، بى نوک، داراى لبه ضخیم، رک، بى پرده، کند کردن

۵

rebate

کاستن، کم کردن، کند کردن، بى ذوق کردن، تخفیف، کاهش

۶

sheath

(sheathe =) ـ نیام، غلاف، جلد، پوش، غلافدار کردن، پوشاندن، کند کردن، غلاف کردن

۷

slacken

سست کردن، شل کردن یا شدن، آهسته کردن، کند کردن، کم شدن، نحیف کردن

۸

decelerate

کاستن سرعت، کند کردن، از سرعت چیزى کاستن، آهسته کردن

۹

let up

انقطاع، فروکش، مکث، کند کردن، مکث کردن، خفیف شدن

۱۰

slow

آهسته، کند، تدریجى، کودن، تنبل، یواش، آهسته کردن یاشدن

۱۱

snag

مانع، گره، گیر، به مانعى برخورد کردن

۱۲

obstruct

مسدود کردن، جلو چیزى را گرفتن، مانع شدن، ایجاد مانع کردن، اشکال تراشى کردن