فرهنگ آریان‌پور

کند شدن

#۱۶۳٬۴۴۰

معنی‌های انگلیسی
۱

drowse

خواب آلود کردن، کند شدن، چرت زدن

۲

dull

کند، راکد، کودن، گرفته، متاثر، کند کردن

۳

help

کمک کردن، یارى کردن، مساعدت کردن (با)، همدستى کردن، مدد رساندن، بهتر کردن چاره کردن، کمک، یارى، مساعدت، مدد، نوکر، مزدور

۴

blunt

کند، بى نوک، داراى لبه ضخیم، رک، بى پرده، کند کردن

۵

faint

کم، کمى، اندکى، به طور خفیف، بسستى، درحال ضعف

۶

retard

تاخیر کردن، کند ساختن، معوق کردن، بتعویق انداختن، عقب افتاده، دیر کار