فرهنگ آریان‌پور

کنجل

#۱۶۳٬۴۲۳

معنی‌های انگلیسی
۱

glob

ذره کوچک، قطره کوچک، گلبول، کره کوچک، قطره، لکه

۲

lump

قلنبه، کلوخه، گره، تکه، درشت، مجموع، آدم تنه لش، توده، دربست، یکجا، قلنبه کردن، توده کردن، بزرگ شدن

۳

mass

انبوه، توده، جرم، مراسم عشاء ربانى، کپه، گروه، جمع، حجم، قسمت عمده، جمع آورى کردن، توده مردم

۴

fusion

ذوب، گداختگى، آمیزش، امتزاج، ائتلاف یک شرکت با شرکت دیگر، ترکیب و امتزاج