فرهنگ آریان‌پور

کنجکاوانه

#۱۶۳٬۴۱۴

معنی‌های انگلیسی
۱

prying

با دقت نگاه کردن، کاوش کردن، فضولانه نگاه کردن، با دیلم یا اهرم بلند کردن، اهرم، دیلم، کنجکاوى، فضولى، فضول

۲

inquisitively

کنجاو، فضول، پى جو

۳

inquisitorial

وابسته به رسیدگى، مبنى بر بازجویى زیاد، مقرون به سختگیرى در پرسش