فرهنگ آریان‌پور

کنجکاو

#۱۶۳٬۴۰۹

معنی‌های انگلیسی
۱

curious

کنجکاو، نادر، غریب

۲

prying

با دقت نگاه کردن، کاوش کردن، فضولانه نگاه کردن، با دیلم یا اهرم بلند کردن، اهرم، دیلم، کنجکاوى، فضولى، فضول

۳

prowler

پویان، کنجکاو، ولگرد

۴

nosy

(nosey =) ـ داراى شامه تیز، فضول به‌ طور ناخوشایند

۵

mousing

(جانور شناسى) موش خانگى، موش گرفتن، جستجو کردن mouse

۶

searching

جستجو، تجسس، تکاپو، بازرسى، کاوش، جستجو کردن، گشتن، بازرسى کردن search

۷

inquisitive

کنجاو، فضول، پى جو