کناره
#۱۶۳٬۲۳۳
edge
کنار، لبه، نبش، کناره، تیزى، برندگى داراى لبه تیز کردن، تحریک کردن، کم کم پیش رفتن، اریب وار پیش رفتن
side
طرف، سو، سمت، پهلو، جنب، طرفدارى کردن از، در یکسو قرار دادن، جانب، ضلع، کناره
border
سرحد، حاشیه، لبه، کناره، مرز، خط مرزى، لبه گذاشتن (به)، سجاف کردن، حاشیه گذاشتن، مجاور بودن
fringe
حاشیه، سجاف، کناره، حاشیه دار کردن، ریشه گذاشتن به، چتر زلف، چین، لبه
listel
(معنى مجازى) کناره، حاشیه، باریکه، راه راه
margent
حاشیه، کناره، لبه، حاشیه کتاب، تفسیر
end
پایان، انتها، آخر، خاتمه، فرجام، سر، نوک، طرف، به پایان رساندن، تمام کردن، خاتمه دادن، خاتمه یافتن
rim
لبه، دیواره، قاب عینک، دوره دار کردن، زهوار گذاشتن، لبه داریا حاشیه دار کردن
coast
ساحل، دریاکنار، سریدن، سرازیر رفتن
front
جلو، پیش، صف پیش، نما، طرز برخورد، جلودار، منادى، جبهه جنگ، به طرف جلو، رو کردن به، مواجه شده با، رو به روى هم قرار دادن، مقدمه نوشتن بر، در صف جلو قرار گرفتن
runner
ریشه هوایى، دونده، گردنده، گشتى، افسر پلیس، فروشنده سیار، ولگرد، متصدى، ماشین چى، اداره کننده شغلى
selvage
(selvedge =) ـ گرد بافت، (مجازى) لبه، حاشیه، مرز
frontage
نماى ساختمان، حریم، جلو خان، میدان
selvedge
(selvage =) ـ گرد بافت، (مجازى) لبه، حاشیه، مرز