کنار گذاشتن
#۱۶۳٬۲۱۶
shelf
تاقچه، رف، فلات قاره، هر چیز تاقچه مانند، در تاقچه گذاشتن، کنار گذاشتن
bypass
گذرگاه، جنبى، کنار گذاشتن، گذرگاه فرعى، سبب انشعاب شدن، از راه فرعى رفتن، تقاطع کردن، گذشتن
deposit
ته نشین کردن، گذاشتن، کنار گذاشتن، ذخیره سپردن، به حساب بانک گذاشتن، سپردن پول، بیعانه، گرو، ته نشین، سپرده، ته نشست
earmark
نشان هویت، نشان کردن، اختصاص دادن، کنار گذاشتن
overrule
رد کردن، کنار گذاشتن، مسلط شدن بر
pretermit
حذف کردن، از قلم انداختن، کنار گذاشتن
lay away
انداختن، کنار گذاشتن
quash
نقض کردن، باطل کردن، الغا کردن، با ضربه زدن، له کردن، فرو نشاندن
scrap
قراضه، اوراق، دور انداختن، تکه، پاره، عکس یا قسمتى از کتاب یا روزنامه که بریده شده، ته مانده، ماشین آلات اوراق، آشغال، جنگ، نزاع، اوراق کردن
assign
واگذار کردن، ارجاع کردن، تعیین کردن، مقرر داشتن، گماشتن، قلمداد کردن، اختصاص دادن، بخش کردن، ذکر کردن
banish
تبعید کردن، اخراج بلد کردن، دور کردن
devote
وقف کردن، اختصاص دادن، فدا کردن
swallow
پرستو، چلچله، مرى، عمل بلع، فورت دادن، فرو بردن، بلعیدن
allocate
اختصاص دادن، معین کردن، تخصیص دادن
jettison
بدریا ریزى کالاى کشتى، (مجازى) از شر چیزى راحت شدن، بیرون افکندن
pigeonhole
خانه قفسه، طبقه، طبقه بندى کردن