فرهنگ آریانپور
کنار گذاردن
#۱۶۳٬۲۱۴
lay by
کنار گذاردن، متروک کردن، ذخیره کردن، آبراه عریض
put away
کنار گذاردن، مردود ساختن، طلاق دادن، تمام غذا یا مشروبى را خوردن، مصرف کردن
shelve
تاقچه دار کردن، در قفسه گذاردن، قفسه دار کردن، کنار گذاردن، شیب دار کردن یاشدن، به بعد موکول کردن
put by
منصرف شدن، قطع کردن، کنار گذاردن، اندوختن
put up
در ظرف گذاردن، بسته بندى کردن، کنسرو کردن، کنار گذاردن، متحمل شدن، برگزیدن، بیگودى به گیسو زدن، علنى ساختن، طرح کردن، منزل دادن، ساختن، بنا کردن
pt down
نوشتن، کنار گذاردن، خوار و خفیف کردن، منسوخ کردن، از بین بردن، به زور به چیزى خاتمه دادن، متوقف ساختن، هرز آب ساختن، منکوب کردن