فرهنگ آریان‌پور

کنار گذاردن

#۱۶۳٬۲۱۴

معنی‌های انگلیسی
۱

lay by

کنار گذاردن، متروک کردن، ذخیره کردن، آبراه عریض

۲

put away

کنار گذاردن، مردود ساختن، طلاق دادن، تمام غذا یا مشروبى را خوردن، مصرف کردن

۳

shelve

تاقچه دار کردن، در قفسه گذاردن، قفسه دار کردن، کنار گذاردن، شیب دار کردن یاشدن، به بعد موکول کردن

۴

put by

منصرف شدن، قطع کردن، کنار گذاردن، اندوختن

۵

put up

در ظرف گذاردن، بسته بندى کردن، کنسرو کردن، کنار گذاردن، متحمل شدن، برگزیدن، بیگودى به گیسو زدن، علنى ساختن، طرح کردن، منزل دادن، ساختن، بنا کردن

۶

pt down

نوشتن، کنار گذاردن، خوار و خفیف کردن، منسوخ کردن، از بین بردن، به زور به چیزى خاتمه دادن، متوقف ساختن، هرز آب ساختن، منکوب کردن