فرهنگ آریان‌پور

کمک کردن به‌ کسی در اغاز کردن‌ کسب

#۱۶۲٬۹۷۸

معنی‌های انگلیسی
۱

launch

به آب انداختن کشتى، انداختن، پرت کردن، روانه کردن، مامور کردن، شروع کردن، اقدام کردن