فرهنگ آریان‌پور

کمال - تمام -

#۱۶۲٬۷۲۱

معنی‌های انگلیسی
۱

well

چشمه، جوهردان، دوات، به بالا فوران کردن، رو آمدن آب و مایع، درسطح آمدن و جارى شدن خوب، تندرست، سالم، راحت، بسیار خوب، به چشم، تماماً، تمام و کمال، بدون اشکال، اوه، خیلى خوب

۲

thoro

(thorough =) ـ (آمریکایى) کامل، تمام، تمام و کمال

۳

wholly

کاملاً، به طور اکمل، تمام و کمال، جمعاً، روى هم، تماماً

۴

consummate

به پایان رساندن، انجام دادن، عروسى کردن، بوصال رسیدن، رسیده، تمام و کمال، به حد کمال

۵

thoroughgoing

بسیار دقیق، تمام و کمال