واژههای فارسی←کماسفرهنگ آریانپورکماس#۱۶۲٬۷۱۷شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱jugکوزه، بستو، درکوزه ریختن۲smidgin(smidgen , smidgeon =) ـ مقدار کم، قطعه، تکهواژههای نزدیک در الفباکماج و کلوچه و مانند انهامشاهده معنی و ترجمه انگلیسیکماجدانمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیکماجدان پایه دارمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیکمادمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیکماذریوسمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیکمارگر دوره گردمشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر