فرهنگ آریان‌پور

کلک زدن

#۱۶۱٬۷۹۶

معنی‌های انگلیسی
۱

spoof

حقه بازى کردن، کلاهبردارى، مسخره، دست انداختن

۲

outfox

در حقه بازى و پشت هم اندازى جلوتر بودن از، زرنگ تر بودن، کلاه سرکسى گذاشتن

۳

scheme

برنامه، طرح، نقشه، ترتیب، رویه، تدبیر، تمهید، نقشه طرح کردن، توطئه چیدن

۴

hoodwink

چشم بندى کردن، فریب دادن، اغفال کردن

۵

outsmart

پیشدستى کردن، زرنگى بیشترى به کار بردن