فرهنگ آریان‌پور

کلک

#۱۶۱٬۷۹۲

معنی‌های انگلیسی
۱

kelek

کلک

۲

pen

قلم، کلک، شیوه نگارش، خامه، نوشتن، آغل، حیوانات آغل، خانه ییلاقى، نگاشتن، بستن، درحبس انداختن

۳

trap

زانویى مستراح و غیره تله، دام، دریچه، گیر، محوطه کوچک، شکماف، نیرنگ، فریب دهان، به دام انداختن، در تله انداختن، تله، در تله اندازى trap عامیانه‌

۴

ploy

تمحید، عمل، اقدام، کار، امر، ورزش، خوشى، وجد

۵

raft

دسته الوار شناور بر آب، دکل، قایق مسطح الوارى، با قایق الوارى رفتن یا فرستادن

۶

sham

قلابى، ساختگى، دروغى، ریاکارى، وانمود کردن، به خود بستن، تظاهر کردن

۷

barge

دوبه، کرجى، با قایق حمل کردن، سرزده وارد شدن

۸

cheat

آدم متقلب و فریبنده، فریب، گول، فریب دادن، خدعه کردن، گول زدن، جر زدن

۹

dodge

جاخالى دادن، این سو و آن سو رفتن، (مجازى) گریز زدن، طفره زدن، تمجمج، اهمال، جاخالى

۱۰

spoof

حقه بازى کردن، کلاهبردارى، مسخره، دست انداختن

۱۱

trick

حیله، نیرنگ، خدعه، شعبده بازى، حقه، لم، رمز، فوت و فن، حیله زدن، حقه بازى کردن، شوخى کردن

۱۲

gimmick

اسبابى که در قمار بازى وسیله تقلب و بردن پول از دیگران شود، حیله، تدبیر

۱۳

imposition

تحمیل، تکلیف، وضع، باج، مالیات، عوارض