فرهنگ آریانپور
کلاهبرداری کردن
#۱۶۱٬۶۷۹
defraud
فریب، گول زدن، کلاهبردارى کردن
con
از بر کردن، دانستن، مخفف کلمه عامیانه confidence، اعتماد، گول زدن، مخالف، پیشوند به معانى " با " و " با هم "
bilk
گول، کلاه سر (کسى) گذاشتن، از پرداخت (وجهى) طفره زدن، چرند
trim
درست کردن، آراستن، زینت دادن، پیراستن، تراشیدن، چیدن، پیراسته، مرتب، پاکیزه، تر و تمیز، وضع، حالت، تودوزى و تزیینات داخلى اتومبیل
cheat
آدم متقلب و فریبنده، فریب، گول، فریب دادن، خدعه کردن، گول زدن، جر زدن
swindle
گوش برى کردن، گول زدن، مغبون کردن، فریب، کلاه بردارى
shortchange
کم دادن (پول)، کم تحویل دادن (پول)، (معنى مجازى) فریب دادن