فرهنگ آریان‌پور

کلاهبرداری‌ کردن

#۱۶۱٬۶۷۹

معنی‌های انگلیسی
۱

defraud

فریب، گول زدن، کلاهبردارى کردن

۲

con

از بر کردن، دانستن، مخفف کلمه عامیانه confidence، اعتماد، گول زدن، مخالف، پیشوند به معانى " با " و " با هم "

۳

bilk

گول، کلاه سر (کسى) گذاشتن، از پرداخت (وجهى) طفره زدن، چرند

۴

trim

درست کردن، آراستن، زینت دادن، پیراستن، تراشیدن، چیدن، پیراسته، مرتب، پاکیزه، تر و تمیز، وضع، حالت، تودوزى و تزیینات داخلى اتومبیل

۵

cheat

آدم متقلب و فریبنده، فریب، گول، فریب دادن، خدعه کردن، گول زدن، جر زدن

۶

swindle

گوش برى کردن، گول زدن، مغبون کردن، فریب، کلاه بردارى

۷

shortchange

کم دادن (پول)، کم تحویل دادن (پول)، (معنى مجازى) فریب دادن