فرهنگ آریانپور
کلا
#۱۶۱٬۴۰۷
fully
کاملاً، تماماً، سیر
right
مستقیم، راست، درست، صحیح، واقعى، بجا، حق، عمودى، قائمه، درستکار، در سمت راست، درست کردن، اصلاح کردن، دفع ستم کردن از، درست شدن، قائم نگاه داشتن، قائم، ذیحق
bodily
بدنى، داراى بدن، عملاً، واقعاً، جسمانى
chiefly
رئیس، سر، پیشرو، قائد، سالار، فرمانده، عمده، مهم chief
entirely
تمام، درست، دست نخورده، بى عیب
squarely
به شکل چهار گوش ؛ رک، مستقیما، صریحا
broadside
توپهایى که در یک سوى کشتى آراسته شده، سطح پهن هر چیزى، با یک شلیک
downright
صرفاً، محض، خالص، مطلق، (مجازى) رک، ساده
generally
به طور کلى، عموماً، معمولاً
altogether
روى هم رفته، از همه جهت، یکسره، تماماً، همگى، مجموعاً، کاملاً، منصفاً