فرهنگ آریان‌پور

کلا

#۱۶۱٬۴۰۷

معنی‌های انگلیسی
۱

fully

کاملاً، تماماً، سیر

۲

right

مستقیم، راست، درست، صحیح، واقعى، بجا، حق، عمودى، قائمه، درستکار، در سمت راست، درست کردن، اصلاح کردن، دفع ستم کردن از، درست شدن، قائم نگاه داشتن، قائم، ذیحق

۳

bodily

بدنى، داراى بدن، عملاً، واقعاً، جسمانى

۴

chiefly

رئیس، سر، پیشرو، قائد، سالار، فرمانده، عمده، مهم chief

۵

entirely

تمام، درست، دست نخورده، بى عیب

۶

squarely

به شکل چهار گوش ؛ رک، مستقیما، صریحا

۷

broadside

توپهایى که در یک سوى کشتى آراسته شده، سطح پهن هر چیزى، با یک شلیک

۸

downright

صرفاً، محض، خالص، مطلق، (مجازى) رک، ساده

۹

generally

به طور کلى، عموماً، معمولاً

۱۰

altogether

روى هم رفته، از همه جهت، یکسره، تماماً، همگى، مجموعاً، کاملاً، منصفاً