فرهنگ آریان‌پور

کلان

#۱۶۱٬۵۰۷

معنی‌های انگلیسی
۱

huge

سترگ، کلان، گنده، تنومند، بزرگ جثه

۲

macro

درشت، کلان، درشت دستور، رشد زیاد، دراز، بزرگ، به طور غیر عادى

۳

immense

بى اندازه، گزاف، بیکران، پهناور، وسیع، کلان، بسیار خوب، ممتاز، عالى

۴

massive

بزرگ، حجیم، عظیم، گنده، فشرده، کلان

۵

galactic

بى نهایت بزرگ، کلان، عظیم الجثه، وابسته به کهکشان

۶

elephantine

پیلى، پیل مانند، پیلسان، کلان، ستبر، عظیم الجثه، بد هیکل

۷

mega

میلیون، مگا

۸

major

مهاد، بزرگ، عمده، متخصص شدن، اکبر، بزرگتر، بیشتر، اعظم، کبیر، طویل، ارشد، سرگرد، بالغ

۹

sizable

(sizeable =) ـ قابل ملاحظه، بزرگ

۱۰

enormous

بزرگ، عظیم، هنگفت

۱۱

substantial

ذاتى، جسمى، اساسى، مهم، محکم، قابل توجه super vast preacher priest

۱۲

considerable

شایان، قابل توجه، مهم