فرهنگ آریان‌پور

کلاشی‌ کردن

#۱۶۱٬۴۴۲

معنی‌های انگلیسی
۱

milk

شیر، شیره گیاهى، دوشیدن، شیره کشیدن از

۲

touch

دست زدن به، لمس کردن، پرماسیدن، زدن، رسیدن به، متاثر کردن، متاثر شدن، لمس دست زنى، پرماس، حس لامسه

۳

cadge

گره زدن، بستن، محکم کردن، باربرى کردن، اخاذى کردن، دوره گردى کردن، گدایى، دوره گردى

۴

wangle

تلولو خوردن، به حیله متوسل شدن، لرزاندن خودمانی‌

۵

sponge

اسفنج، انگل، طفیلى، ابر حمام، با اسفنج پاک کردن یا تر کردن، جذب کردن، انگل شدن، طفیلى کردن یاشدن

۶

bulldoze

ارعاب و تهدید کردن، روى ماشین بولدوزر کار کردن