فرهنگ آریانپور
کلاشی کردن
#۱۶۱٬۴۴۲
milk
شیر، شیره گیاهى، دوشیدن، شیره کشیدن از
touch
دست زدن به، لمس کردن، پرماسیدن، زدن، رسیدن به، متاثر کردن، متاثر شدن، لمس دست زنى، پرماس، حس لامسه
cadge
گره زدن، بستن، محکم کردن، باربرى کردن، اخاذى کردن، دوره گردى کردن، گدایى، دوره گردى
wangle
تلولو خوردن، به حیله متوسل شدن، لرزاندن خودمانی
sponge
اسفنج، انگل، طفیلى، ابر حمام، با اسفنج پاک کردن یا تر کردن، جذب کردن، انگل شدن، طفیلى کردن یاشدن
bulldoze
ارعاب و تهدید کردن، روى ماشین بولدوزر کار کردن