فرهنگ آریان‌پور

کف گیری

#۱۶۱٬۱۶۰

معنی‌های انگلیسی
۱

skim

کف، ریم، کف گیرى، تماس اندک، شیر خامه گرفته، کف گرفتن از، سرشیر گرفتن از، تماس مختصر حاصل کردن، به طور سطحى مورد توجه قرار دادن، به طور سطحى خواندن

۲

scorification

تفاله گیرى، کف گیرى، تفاله سازى