فرهنگ آریان‌پور

کشتی - لاشه -

#۱۶۰٬۳۷۸

معنی‌های انگلیسی
۱

hulk

لاشه کشتى، کشتى، بدنه کشتى، تنه کشتى، کشتى سنگین و کندرو، با سنگینى و رخوت حرکت کردن، بزرگ به نظر رسیدن

۲

hull

پوست، قشر، پوست میوه یا بقولات، کلبه، خانه رعیتى، تنه کشتى، لاشه کشتى، پوست کندن، ولگردى کردن