فرهنگ آریان‌پور

کشتی - بار -

#۱۶۰٬۳۴۷

معنی‌های انگلیسی
۱

cargo

بار کشتى، محموله دریایى، بار

۲

lading

بار کشتى، محموله، بارگیرى، عمل بار کردن

۳

freight

کرایه، کرایه کشتى، بار، بار کشتى، باربرى، گرانبار کردن، حمل کردن، غنى ساختن

۴

freightage

(freight =) ـ کرایه، کرایه کشتى، بار، بار کشتى، باربرى، گرانبار کردن، حمل کردن، غنى ساختن