فرهنگ آریان‌پور

کشت

#۱۶۰٬۲۵۰

معنی‌های انگلیسی
۱

tilth

کشت، زمین کشت شده، زمین مزروعى agri

۲

culture

کشت میکرب در آزمایشگاه، برز، فرهنگ، پرورش، تمدن

۳

tillage

کشت، کشاورزى، کشت و زرع

۴

cultivation

کشت، زراعت، تربیت، تهذیب، ترویج

۵

slew

(past: slew ; past participle: slain) ـ با خشونت کشتن، به قتل رساندن، کشتار کردن، ذبح کردن