فرهنگ آریان‌پور

کساد شدن

#۱۵۹٬۷۴۵

معنی‌های انگلیسی
۱

statgnate

راکد شدن، از جنبش ایستادن، گندیده شده، کساد شدن

۲

slack

قطع، انقطاع، دامن آویخته و شل لباس یا هر چیز آویخته و شل، (در جمع) شلوار کار کرباسى، سکون، کسادى، شلى، سست، کساد، پشت گوش فراخ، فراموشکار، کند، بطى، سست کردن، شل کردن، فرو نشاندن، کساد کردن، گشاد، شل، ضعیف

۳

slacken

سست کردن، شل کردن یا شدن، آهسته کردن، کند کردن، کم شدن، نحیف کردن