فرهنگ آریان‌پور

کساد

#۱۵۹٬۷۴۴

معنی‌های انگلیسی
۱

off

قطع، خاموش، ملغى، پرت، دور، از محلى بخارج، به سوى (خارج)، عازم به سوى، دورتر، از یک سو، از کنار، از روى، خارج از، مقابل، عازم، تمام، کساد، بیموقع، غیر صحیح، مختلف off ـ (84)

۲

tight

سفت، محکم، تنگ (tang)، کیپ، مانع دخول هوا یا آب یا چیز دیگر، خسیس، کساد

۳

inactive

ناکنش ور، بى کاره، غیر فعال، سست، بى حال، بى اثر، تنبل، بى جنبش، خنثى، کساد، نادایر

۴

sluggish

گرانجان، تنبل، لش، کند، بطى، آهسته رو، کساد

۵

insensitive

بى حس، بى عاطفه، جامد، کساد، غیر حساس، کرخت

۶

off of

(off =) ـ قطع، خاموش، ملغى، پرت، دور، از محلى بخارج، به سوى (خارج)، عازم به سوى، دورتر، از یک سو، از کنار، از روى، خارج از، مقابل، عازم، تمام، کساد، بیموقع، غیر صحیح، مختلف

۷

dead

مهلک، کشنده، قاتل deadly

۸

quiet

(quieten =) ـ آرام کردن، تسکین دادن، ساکت کردن، خموش، آرامش، سکون، رفاه، آرام، ساکن، خاموش، بیصدا

۹

bearish

خشن، بى تربیت، مثل خرس، خرس وار بازرگانی‌