فرهنگ آریان‌پور

کثیف کردن

#۱۵۶٬۱۷۵

معنی‌های انگلیسی
۱

slub

ابریشم نیم تاب، نخ نیم تاب، پشم نیم رشته، سرهم بندى کردن، کثیف کردن

۲

dirty

چرکین، چرک، کثیف، (مجازى) زشت، کثیف کردن

۳

befoul

چرکین کردن، کثیف کردن، آلوده کردن

۴

bemire

گل آلود کردن، کثیف کردن

۵

smutch

اثر و یا نشان آلودگى، لکه کثیف، کثیف کردن، آلوده کردن، لکه دار کردن

۶

besmear

آلودن، اندودن، ملوث کردن، رنگ کردن، کثیف کردن

۷

slubber

لجن، کثافت، نخ نیم تاب، سرهم بندى کردن، کثیف کردن، لک کردن

۸

splodge

اندودن، مالیدن (با)، بد رنگ کردن، چرک کردن، کثیف کردن، اندود

۹

bedraggle

خیس کردن، روى زمین کشیدن و چرک کردن، کثیف کردن