فرهنگ آریان‌پور

کثیف شدن

#۱۵۶٬۱۷۲

معنی‌های انگلیسی
۱

sludge

لجن، لاى، پوسته یخ، جاى کثیف و لجن آلود، آدم شلخته، لجن مال شدن، کثیف شدن

۲

foul

ناپاک، پلید، شنیع، ملعون، غلط، نادرست، خلاف، طوفانى، حیله، جرزنى، بازى بى قاعده، ناپاک کردن، لکه دار کردن، گوریده کردن، چرک شدن، به هم خوردن، گیر کردن، نارو زدن (در بازى) ـ

۳

soil

خاک، کثیف کردن، لکه دار کردن، چرک شدن، زمین، کشور، سرزمین، مملکت پوشاندن با خاک، خاکى کردن

۴

smudge

لکه، لک، لک کردن، ایجاد دود براى دفع حشرات، سیاه شدن