فرهنگ آریانپور
کثیف کردن
#۱۵۶٬۱۷۴
soil
خاک، کثیف کردن، لکه دار کردن، چرک شدن، زمین، کشور، سرزمین، مملکت پوشاندن با خاک، خاکى کردن
dirty
چرکین، چرک، کثیف، (مجازى) زشت، کثیف کردن
befoul
چرکین کردن، کثیف کردن، آلوده کردن
besmear
آلودن، اندودن، ملوث کردن، رنگ کردن، کثیف کردن
foul
ناپاک، پلید، شنیع، ملعون، غلط، نادرست، خلاف، طوفانى، حیله، جرزنى، بازى بى قاعده، ناپاک کردن، لکه دار کردن، گوریده کردن، چرک شدن، به هم خوردن، گیر کردن، نارو زدن (در بازى) ـ
defile
آلوده کردن، بى حرمت کردن، بى عفت کردن، گردنه، رژه رفتن، گذرگاه defilement
smirch
لکه، کثافت، ننگ، لکه دار کردن
besmirch
لکه دار کردن
contaminate
آلودن، ملوث کردن، سرایت دادن