واژههای فارسی←قطع عضوی از بدنفرهنگ آریانپورقطع عضوی از بدن#۱۵۱٬۴۹۸شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱amputationقطع عضوى از بدن۲ablationریشه کنى، سائیدگى، قطع، (پزشکى) قطع عضوى از بدن، (جغرافى) فرسابواژههای نزدیک در الفباقطع انداممشاهده معنی و ترجمه انگلیسیقطع اندام کردنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیقطع اندام کردنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیقطع انرژیمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیقطع برقمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیقطع برق - زمان -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر