واژههای فارسی←قطع اندام کردنفرهنگ آریانپورقطع اندام کردن#۱۵۱٬۴۷۳شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱dismemberاندام هاى کسى را بریدن، (مج) جدا کردن، تجزیه کردنواژههای نزدیک در الفباقطع ادرارمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیقطع ارتباطمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیقطع اشجارمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیقطع اقدام قانونی پیش از محاکمهمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیقطع امیدمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیقطع انداممشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر