فرهنگ آریانپور
قطع شده
#۱۵۱٬۴۹۲
off hook
قطع شده، رها شده
snatchy
جزیى، منقطع، با عجله انجام شده، (مجازى) قطع شده
staccato
(موسیقى) قطع شده، منقطع، به طور فشرده، به طور بریده بریده ادا کردن
cut
(past: cut ; past participle: cut) ـ بریدن، بریدگى، بریده، تقلیل دادن، گسیختن، گسستن، چیدن، زدن، پاره کردن، قطع کردن، کم کردن، تراش دادن (الماس و غیره)، عبور کردن، گذاشتن، برش، چاک، شکاف، معبر، کانال، جوى، تخفیف