فرهنگ آریانپور
قطع رابطه
#۱۵۱٬۴۸۵
break
(past: broke ; past participle: broken) ـ شکستن، خرد کردن، نقض کردن، شکاف، وقفه، طلوع، مهلت، شکست، از هم باز کردن، انقصال، شکستگى
divorce
طلاق، جدایى، (مجازى) فسخ
dissociation
جدایى، افتراق، تجزیه، تفکیک، گسستگى