فرهنگ آریان‌پور

قطع رابطه

#۱۵۱٬۴۸۵

معنی‌های انگلیسی
۱

break

(past: broke ; past participle: broken) ـ شکستن، خرد کردن، نقض کردن، شکاف، وقفه، طلوع، مهلت، شکست، از هم باز کردن، انقصال، شکستگى

۲

divorce

طلاق، جدایى، (مجازى) فسخ

۳

dissociation

جدایى، افتراق، تجزیه، تفکیک، گسستگى