فرهنگ آریان‌پور

قصور کردن

#۱۵۱٬۲۶۶

معنی‌های انگلیسی
۱

underdo

از کار کم گذاردن، قصور کردن، نیم پخته کردن (غذا)، نیم پز کردن

۲

fail

خراب شدن، تصور کردن، موفق نشدن، شکست خوردن، رد شدن، قصور ورزیدن، عقیم ماندن، ورشکستن، وا ماندن، در ماندن

۳

omit

از قلم انداختن، انداختن، حذف کردن

۴

slack

قطع، انقطاع، دامن آویخته و شل لباس یا هر چیز آویخته و شل، (در جمع) شلوار کار کرباسى، سکون، کسادى، شلى، سست، کساد، پشت گوش فراخ، فراموشکار، کند، بطى، سست کردن، شل کردن، فرو نشاندن، کساد کردن، گشاد، شل، ضعیف

۵

spare

دریغ داشتن، مضایقه کردن، چشم پوشیدن از، بخشیدن، براى یدکى نگاه داشتن، درذخیره نگاه داشتن، مضایقه، ذخیره، یدکى، لاغر، نحیف، نازک، کم حرف، یدک

۶

neglect

فروگذارى، فروگذار کردن، غفلت، اهمال، مسامحه، غفلت کردن