فرهنگ آریانپور
قصور کردن
#۱۵۱٬۲۶۶
underdo
از کار کم گذاردن، قصور کردن، نیم پخته کردن (غذا)، نیم پز کردن
fail
خراب شدن، تصور کردن، موفق نشدن، شکست خوردن، رد شدن، قصور ورزیدن، عقیم ماندن، ورشکستن، وا ماندن، در ماندن
omit
از قلم انداختن، انداختن، حذف کردن
slack
قطع، انقطاع، دامن آویخته و شل لباس یا هر چیز آویخته و شل، (در جمع) شلوار کار کرباسى، سکون، کسادى، شلى، سست، کساد، پشت گوش فراخ، فراموشکار، کند، بطى، سست کردن، شل کردن، فرو نشاندن، کساد کردن، گشاد، شل، ضعیف
spare
دریغ داشتن، مضایقه کردن، چشم پوشیدن از، بخشیدن، براى یدکى نگاه داشتن، درذخیره نگاه داشتن، مضایقه، ذخیره، یدکى، لاغر، نحیف، نازک، کم حرف، یدک
neglect
فروگذارى، فروگذار کردن، غفلت، اهمال، مسامحه، غفلت کردن