فرهنگ آریان‌پور

قصور

#۱۵۱٬۲۶۳

معنی‌های انگلیسی
۱

negligence

قصور، اهمال، فراموشکارى، غفلت، فرو گذاشت

۲

debt

بدهى، وام، قرض، دین، قصور

۳

laches

تنبلى، قصور، غفلت، سهل انگارى

۴

default

کوتاهى، قصور، غفلت، نکول کردن، قرار داد، قرار دادى

۵

failing

خراب شدن، تصور کردن، موفق نشدن، شکست خوردن، رد شدن، قصور ورزیدن، عقیم ماندن، ورشکستن، وا ماندن، در ماندن fail

۶

failure

واماندگى، درمانگى، کوتاهى، قصور، ناتوانى، شکست، ورشکستگى، خرابى، عدم موفقیت

۷

cunctation

مسامحه، تاخیر، قصور، مکث، تعویق، تعلل

۸

delinquency

تخلف، قصور، کوتاهى، تقصیر

۹

shortcoming

(defect , deficiency =) ـ قصور، کاستى، نکته ضعف، کمبود

۱۰

duck

اردک، مرغابى، اردک ماده، غوطه، غوض، زیر آب رفتن، غوض کردن

۱۱

evasion

طفره، گریز، تجاهل، بهانه، حیله، گریز زنى

۱۲

neglect

فروگذارى، فروگذار کردن، غفلت، اهمال، مسامحه، غفلت کردن remissness