فرهنگ آریانپور
قرینه
#۱۵۰٬۹۰۷
symmetry
تقارن، هم آراستگى، هم جور، قرینه، تناسب، مراعات نظیر، تشابه، همسازى
halogeton
(گیاه شناسى) شعران، علف قلیاب، قرینه
proportion
تناسب، نسبت، درجه، سهم، قسمت، قیاس، شباهت، مقدار، قرینه، متناسب کردن، متقارن کردن
clue
گلوله کردن، به شکل کلاف یا گلوله نخ درآمدن، گلوله نخ، گره، گوى، (clew) کلید، راهنما، اثر، نشان، مدرک
twin
دوقلو، توام، همزاد، (در جمع) جوزا، هم شکمان، زوج، جفت، دوتا، توام کردن، جفت کردن
doublet
کلیجه، نوعى یل یا نیم تنه، لنگه، قرین
context
زمینه، مفاد، مفهوم، متن
obverse
روى سکه، روى اسکناس، روى هر چیزى، طرف مقابل، (منطق) قضیه تالى، معکوس
homologous
متشابه، همسان
presumption
فرض، احتمال، استنباط، گستاخى، جسارت
corresponding
برابر بودن، به هم مربوط بودن، رابطه داشتن correspond