فرهنگ آریان‌پور

قرینه

#۱۵۰٬۹۰۷

معنی‌های انگلیسی
۱

symmetry

تقارن، هم آراستگى، هم جور، قرینه، تناسب، مراعات نظیر، تشابه، همسازى

۲

halogeton

(گیاه شناسى) شعران، علف قلیاب، قرینه

۳

proportion

تناسب، نسبت، درجه، سهم، قسمت، قیاس، شباهت، مقدار، قرینه، متناسب کردن، متقارن کردن

۴

clue

گلوله کردن، به شکل کلاف یا گلوله نخ درآمدن، گلوله نخ، گره، گوى، (clew) کلید، راهنما، اثر، نشان، مدرک

۵

twin

دوقلو، توام، همزاد، (در جمع) جوزا، هم شکمان، زوج، جفت، دوتا، توام کردن، جفت کردن

۶

doublet

کلیجه، نوعى یل یا نیم تنه، لنگه، قرین

۷

context

زمینه، مفاد، مفهوم، متن

۸

obverse

روى سکه، روى اسکناس، روى هر چیزى، طرف مقابل، (منطق) قضیه تالى، معکوس

۹

homologous

متشابه، همسان

۱۰

presumption

فرض، احتمال، استنباط، گستاخى، جسارت

۱۱

corresponding

برابر بودن، به هم مربوط بودن، رابطه داشتن correspond