فرهنگ آریان‌پور

قرار زندان صادر کردن

#۱۵۰٬۵۵۱

معنی‌های انگلیسی
۱

sentence

جمله، حکم، فتوى، راى، قضاوت، گفته، راى دادن، محکوم کردن