فرهنگ آریان‌پور

قرار

#۱۵۰٬۴۸۳

معنی‌های انگلیسی
۱

accord

جور کردن، وفق دادن، آشتى دادن، تصفیه کردن، اصلاح کردن، موافقت کردن (با)، قبول کردن سازگارى، موافقت، (موسیقى) توافق، هم آهنگى، دلخواه، طیب خاطر، (حقوق) مصالحه، پیمان، قرار، پیمان غیر رسمى بین المللى

۲

dictum

(حقوق) حکم، قرار، راى، گفته، اظهار نظر قضایى

۳

fixity

تثبیت، ثبوت، ثبات، قرار، پایدارى، استوارى

۴

concord

توافق، مطابقت، یکجورى، پیمان، قرار

۵

agreement

سازش، موافقت، پیمان، قرار، قبول، (دستور زبان) مطابقه ى نحوى، (حقوق) معاهده و مقاطعه، توافق

۶

arrangment

آرایش، ترتیب، قرار

۷

equanimity

متانت، خوددارى، ملایمت، آرامى، قرار، قضاوت منصفانه، تعادل فکرى، انصاف، عدالت

۸

rendezvous

آمدگاه، وعده گاه، پاتوق، میعاد، قرار ملاقات گذاشتن rule setup

۹

arrangement

ترتیب، نظم، قرار، (تهیه) مقدمات، تصفیه

۱۰

appointment

تعیین، انتصاب، قرار ملاقات، وعده ملاقات، کار، منصب، گماشت

۱۱

date

تاریخ، تاریخ گذاشتن، خرما، درخت خرما، نخل، زمان، تاریخ گذاردن، مدت معین کردن، سنه

۱۲

obligation

التزام، محظور، وظیفه