واژههای فارسی←قرار دادن محکم در جاییفرهنگ آریانپورقرار دادن محکم در جایی#۱۵۰٬۵۳۶شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱bedبستر، کف، رختخواب، (مجازى) طبقه، ته، باغچه، خوابیدن (در بستر)، تشکیل طبقه دادنواژههای نزدیک در الفباقرارمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیقرار - از -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیقرار - بی -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیقرار ازدواج گذاشتنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیقرار اعدادیمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیقرار بودن - بی -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر