فرهنگ آریان‌پور

قرار دادن در معرض چیزی

#۱۵۰٬۵۳۲

معنی‌های انگلیسی
۱

expose

بى پناه گذاشتن، بى حفاظ گذاردن، درمعرض گذاشتن، نمایش دادن، افشاء کردن

۲

subject

نهاد، فاعل، مبتدا، شیى، موضوع، فرد، شخص، مبحث، موضوع مطالعه، مطلب، تحت، مادون، تحت تسلط، در معرض، در خطر، مطیع کردن، تحت کنترل درآوردن، در معرض بودن یا قرار دادن، زیرموضوع، موکول به، درمعرض گذاشتن

۳

exposure

درمعرض گذارى، آشکارى، افشاء، نمایش، ارائه